-
اعلانات
-
نظر سنجی
-
خبرنامه ی سایت
با ثبت ایمیل خود در خبرنامه زیر از به روز شدن وبلاگ آگاه شوید :
-
ویدیو های آنلاین
-
موضوعات
-
نویسندگان سایت
-
سایتها و وبلاگها
- + وب سایت عباس عبدی
- + وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی
- + سایت خبری تابناک(بازتاب سابق)
- + سایت خبری آفتاب
- + مجموعه فعالان حقوق بشر ایران
- + وبلاگ مسعود دهنمکی
- + وب سایت مسعود بهنود
- + سازمان دیدبان حقوق بشر
- + وب سایت مصطفی تاج زاده
- + موسسه بین المللی مطبوعات
- + وب سایت اطلاع رسانی جبهه مشارکت
- + انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران
- + بزرگترین سایت گرافیک و عکس
- قالب وبلاگ
-
آرشیو
-
آمار و ارقام
- بازديدهاي امروز:
بازديدهاي ديروز:
كل بازديدها:
كل مطالب:
كل نظرات:
- بازديدهاي امروز:
لینکدونی - مطالب جالب و خواندنی از سراسر وب
میلیاردر آلمانی خودكشی كرد[-]
مصاحبه با مژگان شجریان دختر استاد شجریان[-]
كسانی كه خود را جراحی كردند (عكس و ویدیو)[-]
فارسی صحبت كردن یك دختر هلندی - ویدئو[-]
كارگاه تولید موشك های دست ساز در نوار غزه - عكس[-]
یورش به دفتر وكالت شیرین عبادی[-]
اخراج بازیكن فوتبال در ثانیه3[-]
ویدیو : شلیك گاز اشك آور توسط سربازان اسرائیلی به گزارشگر[-]
کاریکاتور: تا به روز من ننداختنت برگرد![-]
پیش بینی روزنامه روسی از سرنگونی حکومت ایران در سال 2009![-]
پرتاب لنگه كفش به آدمك جورج بوش در تهران(ویدیو)[-]
عروس 67 ساله خانه سالمندان![-]
رئیس مجلس مصر : ایران در پی احیای امپراتوری باستانی خود است[-]
استخاره با سرعت بالا !(ویدیو)[-]
اعزام 30 هزار نیروی کمکی آمریکا به افغانستان[-]
آرشیو لینكدونی ...
طرز تهیه روشنفکر در 2 دقیقه!روشنفکر کیست؟ 
روشنفکری (در انگلیسی Intellectualism در فرانسه Intellectuelité و در زبان لاتین Intelligere) به معنی تفکیک دو چیز از همدیگر است. به همین دلیل به عنوان روح انتقادگرا و ممیز شناخته می شود.
واژه ی روشنفکر یا«اینتلکتوال» صفتی است برای آدمهای خردمند ، خردگرا و عقلائی؛ آدمهائی که پدیده های جهان را برحسب دستور خرد و دانش بررسی می کنند و می سنجند و به جای خیالبافی، متفکر و اندیشه ورند. به این ترتیب در مقایسه ی این مفاهیم با ذهنیتهای تخیلی و توهمی، شمار روشنفکران در هرجامعه، نمی تواند رقمی فوق العاده بزرگ را در برگیرد.
این تعاریف و توضیحات درباره روشنفکر توضیحاتی است که در کتابها و منابع معتبر آورده شده است . اما در همین منابع الزامات روشنفکر بودن هم آورده شده است .

الزامات روشنفکر بودن :
1) شناخت و آگاهی
2) اتکا به خرد نقاد
3) نوگرا
4) الترناتیف سازی
5) اندیشه معطوف به عمل
روشنفکری در ایران :
با آوردن توضیحات مختصری از روشنفکری و روشنگری سعی کردیم اندکی ذهنیت شما را با آنجه در مجامع جهانی پیرامون این مقوله هست آشنا شازیم و بعد وارد بحث اصلی و مورد نظرمان یعنی وضعیت روشنفکری در ایران شویم .
در تعاریف روح انتقادگرا را بعنوان یکی از فاکتورهای روشنفکری داشتیم . متاسفانه ما ایرانی ها همواره عادت داریم از فاکتورهای یک چیز آن چیزهایی که راحت ترند یا بعبارتی باب میل ما هستند را گلچین کنیم و آنها را اجرا کنیم و بقیه را به زباله دان تاریخ بسپاریم . در مورد ماجرای روشنفکری هم اینگونه است . البته از الزامات روشنفکری موارد دیگری هم هستند که اینجا ذکر نشده است . اما از میان همین 5 مورد فرد بدون شناخت کافی که گام اول در این طریقت است از مورد دوم آن هم نه به شکل صحیح بلکه بشکلی " من درآوردی " شروع به نقادی می کند . در هر جا منشیند یک سویه نقد می کند و بدون برشمردن جوانب مثبت و جوانب منفی قضیه خودخواهانه شروع به نقد یا بعبارتی بهتر کوبیدن موضوع مورد نظر می کند و به خگمان خویش بر طریقی منطقی و مدرن پیش رفته است که البته این فرد باید بداند که به جاهلی ترین شکل ممکن حرفهای خود را بیان کرده است .
در تعریف و توضیح نقد در کتاب دکتر زرین کوب چنین آمده است : از دیر باز این كلمه در مورد شناخت محاسن و معایب كلام به كار رفته است ، چنانكه آن لفظی هم كه امروز در فرهنگ اروپایی جهت این معنی به كار میرود در اصل به معنی رای زدن و داوری كردن است و شك نیست كه رای زدن و داوری كردن درباره ی نیك و بد امور و سره و ناسره ی آنها مستلزم معرفت درست و دقیق آن امور است .
نقد به معنای داوری کردن است یعنی وقتی ما با موضوع یا ماجرایی مواجه هستیم فارغ از جانب داری همچون داوری آن را عادلانه قضاوت کنیم و اگر حسنی هست آن را برشمریم و اگر عیبی هست آن را بازگو کنیم . اما متاسفانه این تعریف جایی در میان دانشگاهیان به اصطلاح روشنفکر ایران ندارد . چه دانشجو و چه استاد بر این تصور است که هر چه عیب جویی کند و آنها را در محفل درس بازگو کند بر مقام علمی خویش نزد دیگران افزوده می گردد در شرایطی که تنها جواب برای این دسته از افراد این عبارت است که "زهی خیال باطل" . این کاری که شما انجام می دهید نقد نیست و بلکه ضد نقد است و نام آن به اختصار منفی بافی است و کسی که این کار را انجام می دهد منفی باف است .
اما فاکتور سوم که باز به اشتباه در میان ایرانیان به اصطلاح روشنفکر رواج دارد نوگرایی است . فرد روشنفکر خواه دانشجو و خواه استاد و یا هر کس دیگر بر این تصور است که نوگرایی در ظاهر مورد توجه است . در صورتی که کسانی که به این خیال هستند سخت در اشتباه هستند . این جماعت اینگونه تصور می کنند اگر فلان تیپ را بزنند متمایز با دیگر مردم یا همسان با عقلای غرب و شرق در انتهای جاده روشنفکری هستند . نمونه های این تفکر باطل را همه شما عزیزان در سطح شهر و در مواجهه با افراد دیده اید . موهای بلند – فرمهای ریش مخصوص – لباسهای مخصوص – کلاهها و عینکهای به این سبک و سایر ادوات دیگر و یا حتی سبک خاص صحبت کردن به سبک من درآوردی به این سبک که ما در میان گفتارهای خود که به زبان شیرین پارسی می باشد از واژه های لاتین البته عمدتا با تلفظ غلط استفاده می کنیم و به نوعی آن را ملاکی برای تجدد در اندیشه می دانیم . اجتماع این ژست ها و اطوارها فرد را به این توهم می رساند که او یک روشنفکر شش دانگ است و به خصوص اگر این اشتباه با اشتباه بالا در مورد نقادی هم جمع گردد .
این افراد که نوگرایی را صرفا در ظاهر می بینند غافل از اینند که حقیقتا ، نوگرایی در اندیشه و نگاه فرد به علوم خلاصه می شود.در حقیقت نوگرایی نوعی اعلام هویت در مقابل کسانی می باشد که دیدگاهی متعصبانه نسبت به علوم قدیم را دارند و هیچ گونه تغییری را بر نمی تابند . در حقیقت نوگرایان با عنایت به علوم قدیم از تغییر در حوزه های گوناگون علم حمایت می کنند .البته مصیبت بارتر از همه این است که ما ایرانیان با توجه به اینکه عموما انسانهای انتقاد پذیری نیستیم و کارهایمان از بیخ و بن صحیح و مطلوب است و قتی که چنین اشتباهی را به ما گوشزد می کنند بسرعت موضع می گیریم و مدعی نوگرایی در اندیشه از بدو تولد تا کنون هم هستیم .
در مورد مقوله چهارم یعنی آلترناتیف سازی باید گفت که آلترناتیف سازی در ماجرای روشنفکری بدان معناست که روشنفکر چیزهایی رانقد می کند تا چیزهای دیگر جایش را بگیرد . اما باز هم در ایران ما از این مورد به غلط برداشتهای اشتباهی داریم و اساسا در این بخش ما با 3 گروه روشنفکر مواجه هستیم :
1) عمدتا به اصطلاح روشنفکران ایران هدفشان کوبیدن و ضایع کردن موضوع بدون در نظر گرفتن جنبه های درست آن است و همانطور که ذکر شد این دلیلی جز بی اطلاعی از تعریف صحیح نقد ندارد.
2) دسته دیگر منتقدان امورد اقتصادی و سیاسی هستند که عموما هدفشان از نقد این است که چیزی را که منطبق بر منافع خودشان است بر جای آن بنشانند و بعبارتی اینجا مصلحت مردم مطرح نیست و روشنفکر نقد می کند برای مصلحت و منافع شخصی .
3) دسته دیگر که در اقلیت هستند حقیقتا نقد می کنند تا امری صحیح که را که به مصلحت مردم است به جای آن بنشانند .
اندیشه ای که به عمل بیانجامد و رسالت یک روشنفکر واقعی را به نحوی شایسته به پایان برساند مستلزم این است که سلسله مراتب قبلی الزامات روشنفکر ی را به نحوی شایسته انجام دهد . با توجه به آنچه گفته شد و آنچه شما امروز من باب جریان روشنفکری در ایران می بینید آیا اندیشه روشنفکر معطوف به عمل است؟
بنده بر این باور هستم که جریان روشنفکری در ایران دستخوش تغییرات زیادی شده است که به عقیده من این تغییرات نهضت روشنفکری را از مسیر واقعی خویش روز به روز دورتر و دورتر می کند .
ورژن 2009 : ازدواج نیمه مستقل
خاطرم هست که پارسال وزیر کشور وقت در مشهد جمله ای را گفت که به اعتقاد خیلی ها یه سنگی را در چاه انداختند ببینند چه بازخوردی در جامعه دارد . جمله ای که از زبان پور محمدی گفته شد بدین مضمون که باید شرایط را برای ازدواج موقت فراهم کرد . طرحی که از هر سو به آن حمله شد . از طرف قشر روحانیون ، از طرف اقشار تحصیل کرده کشور و سایر اقشار مورد انتقاد قرار گرفت و بنابراین این طرح در نطفه خفه شد . مطرح کردن چنین طرحی هیچ چیز را نشان نمی داد جز بی سرو سامانی جامعه و وخامت اوضاع جوانان که همه ما می دانیم دلیل آن چیست .
امروز به مطبوعات که نگاه می کردم به خبری برخوردم که مرا حیرت زده کرد . تیتر این بود :
طرح ازدواج نیمه مستقل برای 15 میلیون جوان مجرد
همین مقوله باعث شد که روزنامه را بخرم . در توضیح این تیتر آمده بود دختران و پسرانی که در سن ازدواج هستند ، پس از جاری شدن خطبه عقد تا زمانی که از نظر اقتصادی به وضعیت مطلوبی نرسیده اند در خانه پدری خود بمانند و پس از آنکه با کمک خانواده ها و تلاش خودشان توانستند به حداقل های یک زندگی مشترک دست یابند، زندگی شان را آغاز کنند . هم اکنون یک میلیون دختر بالای 30 سال شانس ازدواج خود را از دست داده اند و از طرفی سن ازدواج پسران از 25 سال در 20 سال گذشته به 9/25 سال در شرایط کنونی رسیده واین روند در دختران 18 سال بوده که هم اکنون به 9/21 سال رسیده است .

من می خواهم از دولت خدمت گزار بپرسم که اولا چرا باید وضعیت اقتصادی 15 میلیون جوان به گونه ای باشد که نتوانند با هم زیر یک سقف زندگی کنند؟
شما از کجا مطمئنید که که در کشور ایران و زیر سایه دولت خدمت گزار این جماعت میلیونی می توانند بعد از گذشت چند سال به وضعیت اقتصادی مناسبی برسند ، شما آن را تضمین می کنید ؟
اگر فرضا توانستند این دوران نیمه مستقل شما را به استقلال کامل برسانند شما چه تضمینی می دهید که زن و شوهر تمایل به ازدواج به یکدیگر داشته باشند ، شما تضمین می کنید که آنها سالیان سال در خانه پدریشان زندگی کنند و بعد از چند سال با هم ازدواج کنند؟
چطور شما از شرایط فرهنگی جامعه ایرانی بی اطلاعید و از سنن ازدواج آنها بی خبرید و نمی دانید که چنین طرحی مورد قبول خانواده های آنها واقع نمی شود ؟
با توجه به بستر بسیار مناسب(الحمدلله) اخلاقی در جامعه ما چطور شما این طرح را مطرح می کنید ؟ ....
این سوالها و صدها سوال بی جواب دیگر واکنشی است که در قبال این طرح فکورانه می توان طرح کرد . اما ما می خواهیم یک به یک همین سوالها را باز کنیم و جواب بدهیم .
در مورد سوال اول باید گفت که بیکاری میای از این سوالها می پرسی . چی می خوای بهت جواب بدم ؟ اصلا کجای این رشته رو بگیرم و از اونجا شروع کنم ؟بگم تا این بوده همین بوده یا 4 تا از این جوابهای محافل و نشستهای مسافرکشو مسافر رو بهت بدم . بگم به همون دلیلی که یک نون سنگک خاش خاش 700 تومان فروخته می شه یا بنزین آزاد لیتری خدا تومن یا بگم وقتی می ری فروشگاه 4 تا قلم می خری 7 تومن باید پیاده شی. از کجا بگم ؟! از اونجایی که هر عدد گوجه فرنگی درمیاد بعبارتی 150 تومن . از اونجا که یه مرد 50 ساله میاد میگه 2 تو سیب زمینی می خواستم .از محافل اقتصاددان ها بگم . از اینکه یه روز تصمیم می گیرند وام مسکن بدند تا همون 15 میلیون یه سوراخ موش هم نتونند اجاره کنند بعد صبح از خواب پا می شن تصمیم می گیرند دیگه وام ندند که باز یه عده دیگه رو به خاک سیاه بشونند . پس دیدی یه سوال گفتی که هم مون موندم تو جواب گفتنش هم تو تو شنیدنش. پس بی خیال شو.
جواب سوال دوم رو تو تو مثال پیرمرد 50 ساله گفتم . جوونی که تو این اقتصاد نتونه با همسرش زیر یه سقف زندگی کنه چند سال بعد که سهله ، صد سال دیگه هم نمی تونه . پس لطف کنید این نیمه رو از سرش بردارید .
در مورد سوال بعدی استثنائا هیچ تضمینی ارائه نمی کنم چون طرف با ازدواج تمام مستقل زیر یه سقف با همسرش با تمام امکانات سر یه سال از هم جدا می شن ، دیگه شما خودت تصور کن چند سال فاصله بین خواندن خطبه عقد و تشکیل زندگی . البته یک چیز به نظرم می رسه که شاید بانیان این طرح راست می گویند . شاید منظور آنها از این قید مبهم "چند" سال مثلا 60 سال است ! بله پس واجب شد ازشون بپرسیم . نکنه بنده خدا ها رو بی خودی متهم کردیم !
در مورد سوال بعد هم که آقا جان ما کاملا از شرایط و آداب و رسوم خانواده ها آگاهیم منتها می خواهیم فرهنگ سازی کنیم . آره جانم!
در مورد شرایط اخلاقی هم که آقا زشته این حرفا . این وصله ها به جوونای ما نمی چسبه . اونها غرایزشون رو تحت کنترل خودشون در آوردند . سر ماجرای ازدواج موقت دیدین بنده خداها هیچ کدومشون از این طرح استقبال نکردند و ما هم این طرح رو به قولی در نطفه خفه کردیم .
نوشتار بالا هر چند به زبان طنز بود لکن طعن نامه ای بود به آنان که دوست دارند چشمهایشان را روی چیزهایی که نمی خواهند ببینند ببندند و از آن فرار کنند.
او سیبل شده است یا ما؟
مقدمه
مدتهاست که در اندیشه نوشتن این یادداشت هستم . یادداشتی که دیر یا زود باید می نوشتم .این مقاله درمورد شخص علی دایی است . در این نوشتار برآن شدیم که علی دایی را در بعدی وسیع تر و فراتر از ملاحظات رایج و حرفهای کلیشه ای مورد بررسی قرار دهیم . قبل از شروع مقاله لازم می دانم بگویم که من هیچ نسبتی با علی دایی ندارم جز هم میهنی .

بکوب ... امونش نده ... !
در این چند سال اخیر و خاصه سالهای بعد از جام جهانی ۲۰۰۶ موجی متفاوت و مغایر یا روند گذشته نسبت به کاپیتان تیم ملی آغاز شد . موجی که نمی دانم دقیقا استارتش کجا و بوسیله که و برای چه زده شد. از قشر زحمتکش مربیان بگیرید از پروین و مایلی کهن و قلعه نویی و یه لشکر مربیه دیگه تا آن جایی که در وسعشان بود انجام وظیفه کردند و دایی را مورد نوازش قرار دادند . قلعه نویی و مایلی کهن که هنوز جای سیلی هایشان بر گوش دایی مانده و اینقدر نزدیک هست که همه این ۲ قائله را از بر هستند . اما این روزها که پروین با دایی پسرخاله شده شاید خیلی ها تعجب کنند که حدود ۵ سال پیش چگونه بر پیکر دایی تاخت و گرچه که دایی هم در این قائله ها کوتاه نیامد و اشتباهاتی داشت اما قضیه از جای دیگری آب می خورد .(البته ما در پایان این بخش جهت شادی روح آن مرحوم ویدیوی صحبتهای سلطان رو علیه دایی میزاریم تا دانلود کنید )

از قشر مستضعف و جنتلمن بازیکن هم کم ارادتمند دایی در طول این سالها بازیکن نداشتیم . از ماجرای کینه دیرینه خداد و کاسه و بشقاب پرتاب کردن او و شکاندن نوار و انتقادهای غیرمغرضانه اش بگیرید تا ماجرای کش دار علی کریمی و دایی در جام جهانی و آن مثلث دوستی نکونام و مهدوی کیا و کریمی که چندین سال پیش علیه دایی تشکیل شد .

حیف است که طبقه کاربلد روزنامه نگار و خبرنگار سخن به میان نیاوریم . تیترهای محبت آمیز - کاریکاتورهای مسرت بخش - مصاحبه های جعلی و ... برگ سبزی بودند تحفه درویش . اینجا هم از روزنامه البرز ورزشی که باید پرانتزی مقابل آن باز کرد و نوشت نخستین روزنامه تمام رنگی علیه دایی . سردبیر این روزنامه ناصر احمد پور که کینه های شخصی اش با دایی همواره بر تیترهای روزنامه اش سایه افکنده است . هر چند که ایشان اخیرا در جبهه دیگری بنام روزنامه خبر ورزشی انجام وظیفه می کنند . اما ظاهرا این قائله به رسانه های لس آنجلسی هم کشیده و اخیرا صدای آمریکا به پوشش دایی بند کرده و آن را سوژه خود قرار داده است .
گرچه دایی در برابر این موجها پاسخ های سرد و توام با خشم داده و همانند دیگران اهل سیاست و تدبیر نبوده اما واقعا شما بعنوان مخاطب به او حق بدهید که فراموش کردن فحشهای ناموس ۷۰ هزار تماشاگر به خاط ۲ تا توپ گل نکردن سخت است . در اینجا لحظه ای خود را به جای او بگذارید . حال بگویید چگونه با این مساله برخورد می کردید؟
ویدیوی ماجرای دایی و پروین را در اینجا دانلود کنید (حجم : ۴/۵ مگابایت)
او کیست؟
همواره وقتی بحث از افتخارات دایی می آید ۲ چیز به ذهنها خطور می کند . ۱) برترین گلزن جهان - ۲) بیشترین بازی ملی .
ما در اثر تکرار آنقدر ساده با این مساله برخورد میکنیم که گویی علی دایی وظیفه اش بوده و کار خارق العاده ای انجام نداده . هر چند که همواره سعی کردیم با کوچک جلوه دادن این گلها و ساده انگاشتن اینها علی دایی و کارش تحقیر کنیم . اگر اینطور است چرا همواره فیفا علی دایی را برای قرعه کش بازی های ملی دعوت می کند ؟ چرا فقط به دایی پیشنهاد نایب رئیسی کمیته جوانا فیفا را می دهد ؟ چرا فقط از دایی برای حضور در تیم ستارگان جهان دعوت می کند ؟ اگر این کارهای دایی کوچک بود آنها شعورشان نمی رسید ؟ شاید این آقایان خیلی با شعورند و آنها بی شعور! ( خیلی ها از تمام رکوردهای دایی که توسط خود فیفا هم منتشر شده بی اطلاعند . خالی از لطف نیست که شما آنها را در اینجا ملاحظه کنید )
من بعنوان یک ایرانی افتخار می کنم که هموطن من در میان پنج شش نفر از سراسر کشورهای دنیا برای قرعه کشی تیمهای جام جهانی دعوت می شود. شما را نمی دانم!

او اسطوره است؟
یکی از جذاب ترین موزه های لندن موزه مادام توسو است که در آن مجسمه ها شخصیتهای مشهور دنیا از موم درست شده اند و صحنه های زیبایی را خلق کرده اند .
در این موزه از مجسمه زوج برد پیت و آنجلیا جولی- جنیفر لوز - نیکول کیدمن گرفته تا الیزابت تایلور - الیور کان - هیتلر - جرج کلونی و ... وجود دارد .

آیا واقعا علی دایی کمتر از بازیگران فیلمهای جنسی و تبلیغاتی هالیوود است . آنها چه افتخاری را برای کشورشان کسب کرده اند ؟ کسانی که عمدتا به صرف چهره و تبلیغات جنسی مشهور شدند . حال دایی که افتخاری برای نه تنها ایران بلکه برای جهان کسب کرده است سزاوار این است که هر روز به بهانه ای آن هم در وطن خودش مورد حمله قرار بگیرد . هر چند هم که دایی در جواب سوال ساخت مجسمه گفت مجسمه پیشکش ... ما هم می گوییم پیشکش اما ...
به هر حال ما در این نوشتار سعی کردیم با توجه به ماهیت وبلاگ ، این موضوع ورزشی را با مسائل اجتماعی پیوند دهیم و تا آنجا که ممکن بود در این زمینه شفاف سازی کنیم .
پیام تسلیت دیدبان
همشهری و داریوش اقبالی
شادی روح مرحوم صدام صلوات !
سعیدی سیرجانی
ادوارد و والیس ، پیوندتان مبارک!
منتخب عکسهای سال 2008
نامه دانشجویان صنعتی شریف به احمدی نژاد
ویدیو : آخوندی برعلیه آخوند
طرز تهیه روشنفکر در 2 دقیقه!
اوباما نزده می رقصد .... سوتی بزرگ
ترساندن از احمدی نژاد و وسوسه جلب آرای خاموش
دانلود مراسم جنجالی دانشگاه شیراز با حضور لاریجانی
بعد از میترا حجار ، گلشیفته فراهانی حالا نوبت به فاطمه معتمد آریا رسید
محاکمه و دفاع دکتر مصدق
افتتاح کتابخانه با دانلود روز آخر بهرام بیضایی
تاریخچه کشیده های آب نکشیده در قوه مقننه!
گزارش تصویری هفته : از سزارین با هیپنوتیزم تا رای اعتماد محصولی
ویدیوی برخورد پلیس خرم آباد
نصب دوربینهای مداربسته در خوابگاه دختران
زبان شیرین آمار
3 نما از یه بدبخت
موشکافی کامل همایش گردشگری
گزارش تصویری هفته : از ماچ ها تا زبانه های آتش
گفتگوی فرزاد حسنی و حاتمی کیا
ویدیوی گفتگوی اوستا با پروفسور نبوی
عکسهای سانسور شده از خبرگزاری فارس
استیضاح کردان (+صدا)
دانلود سخنرانی مظفرالدین شاه
"دیکتاتور" چالی چاپلین
گزارش تصویری هفته : اخراجی ها2
نوشته:سجاد ضیایی 