• اعلانات

    • خبرنامه ی سایت

      با ثبت ایمیل خود در خبرنامه زیر از به روز شدن وبلاگ آگاه شوید :

       
      اضافهحذف

    • ویدیو های آنلاین

    لینکدونی - مطالب جالب و خواندنی از سراسر وب

    تبادل بنر با ما

    authorبسته مالتی مدیا - شماره ۱

     

                                 

    به منظور گسترش وبلاگ و ایجاد تنوع در بخشهای وبلاگ تصمیم گرفتیم که بخش جدیدی به نام بسته مالتی مدیا را به بخشهای وبلاگ اضافه کنیم . این بخش شامل فیلمها و ام پی تری هایی است که عمدتا مربوط به مباحث روز می باشد یا مربوط به گذشته باشد . به هر ترتیب بر آنیم که این بخش برای کاربران جذابیت داشته باشد .

    همچنین این بخش به گونه ای طراحی شده که همه کاربران چه به لحاظ نوع سلیقه و چه به جهات دیگر مانند سرعت اینترنت از این بخش استفاده کنند .

    همچنین سعی داریم که تا کمترین حد ممکن به نقد و نظر در مورد این بخش بپردازیم و این مقوله را بر عهده کاربران بگذاریم .

    اولین بسته مالتی مدیا مرتبط است با سخنرانی جنجالی عباس پالیزدار که روز 14 اردیبهشت در دانشگاه همدان برگزار شد . وی در این سخنرانی به افشای مفاسد اقتصادی شخصیتهای برجسته نظام پرداخت.

    (آیت الله هاشمی رفسنجانی – آیت الله کاشانی – آیت الله علم الهدی -  آیت الله یزدی – آقایان ناطق نوری – واعظ طبسی – عسکر اولادی – رفیق دوست و... )

     لازم به ذکر است که این وبگاه هیچ گونه مسئولیتی در قبال صدق و کذب این مطالب ندارد .

     

                   

     

    فرمت : 3gp

    برای دیدن این فرمت (همان فرمت موبایل) با کامپیوتر ، این برنامه را که کم حجم هم می باشد دانلود کنید . با این برنامه می توانید این فرمت را در مدیا پلیر ویندوز خود به راحتی تماشا کنید .  

     

     

     

     قسمت سوم (۳.۷۱ مگابایت)                             قسمت ششم (۲.۱۰ مگابایت)     

     قسمت دوم (۳.۹۹ مگابایت)                               قسمت پنچم (۴.۰۵ مگابایت)

     قسمت اول (۴.۱۳ مگابایت)                                قسمت چهارم (۴.۱۱ مگابایت)


    authorنوشته:سجاد ضیایی dateنظرات []comment

    authorشیشه خالی ها یکی پس از دیگری

    مقدمه

     

     سالانه مجلس شورای اسلامی میلیارد ها تومان را به سازمان صدا وسیما اختصاص می دهد . سازمان صدا وسیمایی که شهریور سال گذشته 4 میلیارد تومان به عنوان کمک از خزانه ی دولت دریافت کرد . بنابراین دولت هر ساله میلیارد ها تومان را به این سازمان اختصاص می دهد تا رضایت جامعه را در بخش های گوناگون این سازمان مانند برنامه سازی – فیلم و سریال  و ....  تامین کند . هر چند که تک تک شبکه های سیما قابل نقد و ارزیابی است اما در این نوشتار مناسب دیدم برنامه ای که این شب ها از شبکه ی تهران پخش می شود را مورد بررسی قرار دهیم  یعنی  شب مثلثی با اجرای رضا رشید پور .  مخاطب من در این نوشتار علاوه بر مردم ایران شبکه ی 5 و میریت آن یعنی آقای رجبی معمار هم هستند .

    هدف برنامه :

    یکی از گرانبها ترین گهرهایی که انسان در زندگی در اختیار دارد ، «وقت» است . گوهری که خیلی ها از آن تعبیر به طلا کرده اند . «وقتی» که در زیر چتر آن تمام خواسته های انسان  اعم از مادی و معنوی می تواند برطرف شود .

    این برنامه در ساعت 10 آغاز شده و تا ساعت 11 ادامه می یابد . ساعتی که فرد می تواند به جای مشاهده این برنامه زود تر بخوابد تا روز و کار خودش را با نشاط  و  انرژی آغاز کند . شبکه ی 5 برای وقت این چند میلیون نفر چقدر ارزش قائل شده است  !!!

    این برنامه که خط سیر آن از عبور شیشه ای آغاز شد و بعد از شب شیشه ای به مثلث شیشه ای رسید . برنامه هایی که ترکیب یافته از تیتر های قلمبه سلمبه و دهان پرکن هستند .

    در عبور شیشه ای و شب شبشه ای شاهد برنامه ای بی هدف ، بی منطق و شخصی نگری بودیم . برنامه ای که صرفا با سرک کشیدن در زندگی خصوصی مهمانان خود و آشکار کردن ماهیت مهمانان خود نه تنها سو آور برای مخاطب نبود  بلکه جامعه را به بد بینی بیشتر به همکاران آن مهمان سوق می داد . این 2 برنامه که بیش از 90 درصد آن را مهمانان سینمایی تشکیل می دادند گذشته از نگاه شخصی که بر گرفته از سطح  سواد وقابلیت مجری بود ، بر آورده کننده ی قشر عظیمی از مخاطبان خود نبود .

    این طبیعی است که خیلی از مردم بدشان نمی آید از زندگی خصوصی فلان بازیگر بدانند . خیلی کم افرادی هستند که از حاشیه خوششان نیاید . اما کافیست لحظه ای خود را جای آن بازیگر بنشینید و تفکر کنید یا نه بهتر است خود را لحظه ای بر مسند انسانیت ببینید . چه می گویید ؟ البته بد نیست  که بدانید که در اولین برنامه ی مثلث شیشه ای مجری برنامه از سرک کشیدن در زندگی خصوصی مردم تعبیر به نوعی باید هایی کردند که باید انجام شود !!

    چند ماه گذشت تا همان تیم ، کاری به نام مثلث را شروع کردند که در حقیقت همان شب شیشه ای بود و با این تفاوت که زمینه حاشیه سازی آن با تاکتیک دیگری دو برابر شب شیشه ای  بود و اما این بار به هر دلیلی این برنامه فقط یک قسمت ادامه یافت و تمام شد .( شاید به دلیل این ماهیتی که ذکر شد مدیران شبکه وضعیت ادامه پخش این برنامه را میسر ندیدند و جلوی ادامه پخش این برنامه را گرفتند .)

    چند ماه بعد همان تیم برای بار چهارم با سوزشی که حاصل از نقره داغ شدن احتمالی در تجربه های های گذشته بود با برنامه ای به نام مثلث شیشه ای آمدند که این شبها شاهد آن هستید .

     

      

     

    مطلبی که هم اینک می خواهم عنوان کنم را را یکی از مهمانان این برنامه به نام رامبد جوان به نحوی شایسته عنوان کرد و خطاب به مجری گفت " واقعا هدف شما از این برنامه چیست ؟"

    من هم می خواهم بدانم که هدف از ساخت این برنامه چیست ؟ برنامه ای که برای من بشخصه تا کنون هیچ ثمره ای نداشته  و هیچ نکته ای بر داشته های من نیفزوده ، این که مثلا پژمان بازغی برای ایفای یک نقش ساده و چند روزه که مورد انتقاد هم بود 50 میلیون پول گرفته است (سریال مرد هزار چهره)، یا اینکه او می گوید ما باید ماهی 4 میلیون خرج ظاهر خودمان بکنیم و زندگی ما با بقیه متفاوت است . چه فایده ای برای من نوعی دارد که بدانم این آقا چقدر پول می گیرند یا زندگی ایشان زندگی دیگری است .

    این همه برای این برنامه هزینه می کنید و 2 برنامه به جراحی دماغ اختصاص می دهید که در نهایت هم بی نتیجه به پایان برسد .

    مجری به نام رشید پور

     

         

     مجری این برنامه که از قضای روزگار بعد از اجرای این برنامه های شیشه ای خود ، اکنون در این سری از کار خود (مثلث شیشه ای) تهیه کننده شده و بنابراین اوضاع مالی خوبی هم پیدا کرده (خدا رو شکر !)، بر چه مبنایی باید روی این صندلی بنشیند و با شخصیتهای سیاسی ، اقتصادی و علمی و ... بحث کند ؟ تازه کارترین کاربرهای اینترنت هم به راحتی می توانند تشخیص بدهند که این اطلاعات سطحی آقای مجری عمدتا برگرفته از سایتها و وبلاگهاست . آقای مدیر شبکه اگر شما افراد قابل و کارآمدی در زمینه سیاسی – اقتصادی – علمی – ورزشی – هنری نمی شناسید ، من می شناسم . به من ایمیل بزنید و مطمئنا گزینه های خوبی را به شما معرفی خواهم کرد . یه ثوابی هم بردیم دیگه !!

    شما اگر می خواهید به این بابا نان برسانید خیلی ها هستند که از ایشان محتاج تر اند ! از کی تا به حال انتقادهای باری به هر جهت و کوچه بازاری و از روی دل سیری تبدیل به سوالات کارشناسی شده ؟

    دوستان ، شما به راحتی می توانید بفهمید که اگر مهمان برنامه اراده کند می تواند سطح اطلاعات آقای رشید پور را به استهزاء بگیرد . اگر می خواهید بگویید که ایشان متبحر در مقوله سینماست پس چگونه است که یک بازیگر جوان ( رامبد جوان ) برنامه و سطح سواد مجری را در عرض چند دقیقه زیر سوال می برد آنچنان که چهره مجری ما به رنگین کمانی از جنس بوقلمون تبدیل می شود .

    آقای مدیر شما در قبال پخش این مجموعه کمدی با هویت میز گرد مسئولید . مخاطبان سیما انسان اند . دارای قوه تشخیص و نیروی عظیم فهم هستند . اشتباه نگیرید ، اینجا ورود ممنوع است !!!!

     

    اینکه مردم هر شب شاهد تیپ عوض کردن مجری و ژست گرفتنهای جالب توجه مجری به سبک روشنفکران سالهای گذشته باشند جای خنده دارد یا گریه ؟!!

      

    پیشنهاد برای شبکه

     1) چقدر خوب بود به جای انرژی که صرف طراحی اسم برنامه می کردید ، صرف انتخاب هدف و خط مشی برنامه می کردید و برنامه را از این هدفمندی مفرط نجات می دادید .!!

    2) چه خوب است به جای هزینه هایی که صرف دکور برنامه و تیپ مجری کردید مقداری را صرف بکار گیری چند مجری که هر کدام کارشناسی متبحر در یک حیطه بودند می کردید واستعدادهایی که هستند – و کم هم نیستند اما دیده نمی شوند یا قرار نیست دیده شوند – را بر صندلی مقابل مهمان برنامه می نشاندید .

    ۳) استعدادها و شاهکارهای ایرانی هستند که مهمان بودنشان خیلی ارزشمند تر و مفید تر است از مهمان شدن کسانی است که توان صحبت کردن عادی حتی در چند ثانیه را هم ندارند .  

    هنوز فرصت هست ولی زود دیر نمی شود . زود دیر شده است .

                                          


    authorنوشته:سجاد ضیایی dateنظرات []comment

    authorروزه سکوت،بدون تاریخ انقضا

    مقدمه :

     این نوشتار را می نویسم هر چند دیر برای کسی که حالا رفته است . برای کسی که چندین مسئولیت پیرامون ادب و ادبیات داشت. لکن در برخورد با کسانی که او را بر این مسند نشانده بودند ،بی ادب بود .برای حدادی می نویسم که عادل بودنش محل سوال است .شخصیتی علمی بودی و برخاسته از جامعه دانشگاهی کشور . از شخصیتی که مدارج عالی فلسفی را طی کرده بود انتظار می رفت بیش از هر کس و ناکس نمایانگر واژه منطق در خانه به اصطلاح ملت باشد .
    در خانه ای که اغلب ساکنان آن برای رسیدن به صندلی های آن چنگ می زنند و از دوش مردم بالا می روند اما به محض تصاحب آن دچار آلزایمری واگیردار شده و همه عوامل گذشته را به فراموشی چهار ساله می سپارند .

    پرواز در حباب

    آقای دکتر حداد هنوز حلاوت سخنان زیبای شما در مدح و ستایش مجلس هفتم زیر زبانمان است . آن دم که می گفتی " به نظر من مجلس هفتم یکسره شیرینی است ، چون مجلس کار و خدمت است " و همچنین هنگامیکه در ورطه بازی الفاظ می فرمودید : " گفتمان حاکم بر مجلس هفتم ، گفتمان خدمت بر مردم بوده است ."


    با توصیفاتی که حضرت عالی از مجلس شورای اسلامی کردید ، هر بیگانه ای که این سخنان را می
    شنید، انتظار داشت وقتی قدم در این خاک می گذارد با آرمان شهر و مدینه فاضله ای روبرو شود که همه چیز در جای خود بوده و بهترین شرایط بر مملکت حاکم باشد . به راستی دلیل این همه باد کردن این بادکنک چه بود؟ خدمت به مردم ؟!
    شما هم به مانند دیگران وقتی جای جای این بادکنک سوراخ می شد به گذشته رجوع می کردید و می گفتید " کی بود کی بود من نبودم ، اونا بودند " .شما بهترین راهی که برای گریز از مشکلات به ذهنتان می رسید این سیاست بود به شکلی که در نطقهایتان ضمن کوبیدن مجلس گذشته و سیاه جلوه دادن آن ، جو غالب نمایندگان آن را همچو دیوانگانی توصیف می کردید که در قفسی زندانی شده بودند و می فرمودید " از مجلس ششم صد سینه سخن دارم ....... فضای التهاب و تنشی که در مقایسه با آرامش و ثباتی که در مجلس هفتم احساس می شود ، در آن دوران بر مجلس و جامعه حاکم بود. "
    به راستی این است راه و رسم خدمت به مردم ؟ مخاطب شما و هدف شما در مجلس چه بود؟ مردم یا جناح مخالف شما - خدمت یا تصفیه حساب ؟!!

    کدام خدمت؟!
    با یادآوری این وقایع ناخودآگاه به یاد جمله زیبا از فیزیکدان برجسته آلمانی یعنی آلبرت انیشتین می افتم . او می گفت : " همواره دیگران نیز در موفقیت های شما سهیم اند . "
    آقای حداد ، حداد عادل ، حداد عادل نشد مگر بواسطه مردم . این مردم بودند که شما را روانه مجلس کردند . بواقع اگر ایم مردم نبودند در حال حاضر شما کجای کار بودید ؟ همین مردمی که اکنون در بلاهت تصمیم گیری های مجلس هفتم می سوزند . مردمی که تحت تاثیر این تصمیم گیری های ناروا و اقدامات سراسر غیر علمی و غیر منطقی دولت به وضعیت فلاکت باری دچار افتاده اند متفاوت با وضعیت صندلی نرم و امکانات شما و دیگران در مجلس .
    به یاد جمله جالب شما در مترو می افتم زمانیکه به پیرمردی که به زحمت ، خودش را به شما می رساند و کفش پاره اش را بهانه قرار می دهد تا از مشکلاتش بگوید و شما در پاسخ می گویید : " از شانس بد ماست که اینطور شده ، با چسب درست میشه . "
    اما جمله ای جالبتر به ذهنم می رسد از آلبرت شوایتزر (فیلسوف - موسیقی ان - خداشناس و پزشک برجسته ) که جمله ای در وصف خدمت به خلق دارد از نگاهی دیگر :
    " هیچ آیینی بالاتر از خدمت به مردم نیست . کار و تلاش جهت خیر و خوبی همگان والاترین مرام است ." 

    ادبیات صحبت با مردم
    برای شخص من خیلی جالب بود که شخصی که زمانی ریاست فرهنگستان زبان و ادب فارسی را در اختیار داشته و موسس دبیرستان ادبیات و علوم انسانی بوده و فی الجمله یک بعد شخصیتی ایشان ادیب بودن معرفی می شود . 


       

    چگونه است که هنگام برخورد با مردم جملاتی را عنوان می کند که از زبان غیر ادیبان گفته شود جای بحث و تامل دارد .
    در ماجرای سهمیه بندی بنزین چنین جمله ای را فرمودند : " نمی خواهیم بالش نرم زیر سر مردم گذاشته شود ."
    در گیر و دار گرانی و فشار بی سابقه بر قشر زحمت کش مردم ، چنیین جمله امید بخشی را فرمودند : " اگر گرانی هست در عوض امنیت وجود دارد ، امنیتی که امروز در ایران است در هیچ جای دنیا نیست . " جمله ای که از هر جهت که در حکم یک شوخی و جک است و اگر بخواهیم جواب این جمله را بدهیم باید مدتها نشست و کاغذ سیاه کرد .
    برای این بحث ، پایانی متصور نیست و اگر بخواهیم قدری بحث " مردم - خدمت - مسئولین " را باز کنیم باید سالها در این باره قلم بزنیم .
    به امید روزی که وظیفه ما خدمت باشد ، آنهم خدمت به مردم .
                                                                                                       


    authorنوشته:سجاد ضیایی dateنظرات []comment

    entry مطالب قبلی